من عاشقم عاشق تو که تمام وجودت را برای من گزاردی ،توکه مانند شمع به پای من آب شدی تااز روشنائيت به مقصد برسم ،آری ....من عاشقم ، عاشق تو که در سخت ترين لحظات زندگی ام دستان گرم و پر مهرت را بسوی من دراز ميکنی ، تو که حتی سکوتت حرفهای نهفته بسيار دارد ...

راستی تو از کدامين ديار آمده ای که هزاران فرشته زيبا رو به پای تو سجده ميکنند؟ به کدامين منزلت توست که آهت آفاق را می سوزاند و کدامين زبان قادر به وصف توست ؟

مادرم ، ای زيباترين تابلوی آفرينش ، اکنون من عاشقت هستم و تنها ميگويم دوستت دارم  ...