كاش انسان ميتوانست هميشه لحظه آخرعمر را به خاطر داشته باشد

و اينطور با اعمال و گفتارش در دل ديگران زخم ايجاد نميكرد

ايكاش انسان ميدانست كه اگر هزار سال هم زندگی كند سرانجام در

لحظه مرگ گمان خواهد كرد كه بيش از ساعتی در دنيا نبوده و تنها

چيزی كه از او باقی می ماند ياد نيك و خاطره همدلی ها و محبت هاست .

چقدر دلم پريش است زجفای روزگاران

كــه مـنم گريزپای ز جـميع دوستداران

به نگاه خسته من نــبود دگــر فروغی

كه شد فگار روحم ز خصال زشت كاران

آخه چرا؟