در يکی از سالهای گذشته به علت عدم رويت به موقع هلال ماه ،ماه مبارک رمضان در اصفهان عملا ۲۸ روز شده و روز عيد وقتی همه مردم و حاج آقا کلباسی بزرگ به مسجد رفته بودند تا نماز عيد را بجا آورند و به خاطر يکماه امساک در خوردن و نوشيدن به هم تبريک بگويند ناگهان کريم پشه  يا همان کريم شيره ای خود را به بالای منبر رسانيد و با صدای گوش خراشی توجه همه مردم را به خود جلب کرد ...

وقتی کريم ديد توجه همه به او جلب شده دستها را به رسم دعا بالا برد و با صدای بلند گفت : خدايا، خداوندا ، بارالها، پروردگارا ، از تو ميخواهم که چهارده سال بر عمر حاج آقا کلباسی بيافزايی ...

حاضران در مجلس در حاليکه به حاج آقا نگاه ميکردند و لبخند ميزدند همه يکصدا گفتند : آمين ، آمين ...

بعد از کريم پرسيدند موضوع چيه ؟ و برای چی چهارده سال؟! 

کريم پشه با خنده گفت : برای اينکه اگر حاج آقا به همين ترتيب هرسال دوروز

از ماه مبارک رمضان کسر کنند ، بعد از چهارده سال از ماه رمضان ديگر چيزی باقی نخواهد ماند!!!!

همه از شنيدن اين شوخی کريم که در لابلای آن سخن حق و انتقاد بجائی نهفته بود ، قاه قاه خنديدند ، و به نشاط  عيد آن سال افزوده شد ...

**************

و دراينجا چون کامپيوترم خراب شده و امروز از کامپيوتر دوستانم استفاده ميکنم به اين وسيله از دوستانی که برايم کامنت گذاشته اند و يا ميل زده اند مستقيما تشکر ميکنم تا بعد به يک يک عزيزان سر بزنم ... آقايان و خانمها...

مهرداد - ويدا - يه رهگذر(ناظمی) - حسين (خيالی نيست ) - محمد(کويرو دريا) - گمشده ( اردشير) - بهاره - محمد(مامی۲۳ )- مجی - ياسمن - هستی - حاج حميد - معلمی از بهشت - نيکلاس - سينا- صادق - مهدی - نويد...و اگر کسی را از قلم انداختم مرا ببخشيد ... پيری و هزار عيب