گاهی شعر يه خواننده که ظاهرا عاشقانه به نظر ميرسه ( منظورم از اون عاشقانه هاست)چنان بر قلب و روح آدمی اثر ميگذاره که تمام وجودت رو به آتش ميکشه ... خصوصا اينکه چند وقتی باشه که در عالم ديگری سير و  سفر کنی و فقط آسمون رو نگاه کنی و منتظر پرواز باشی .... و ....

بگذريم دو تا تيکه شعر هست که خيلی به دلم نشست وقتی که به عمق معنی اش توجه کنيد می بينيد نه تنها زيباست که پر معنا هم هست ...

اين شعر :

من اگر روح پريشان دارم / من اگر غصه هزاران دارم / به تن زندگيم زخم فراوان دارم / گله از بازی دوران دارم / به تو و عشق تو ايمان دارم .... به تو و عشق تو ايمان دارم ...

خو ب برداشت من يکی ايمان به عشق خداوند بود ...  

(( آياهمه ما واقعا به عشق خداوند ايمان داريم ؟ به يقين رسيده ايم؟ ... حالا اينجا رو نگه داشته باشيم خودش خيليه ...تا رضا و تسليم که ديگه بايد اشهدمونو بگيم ...

....

از پشت پرده های شوق مياد صدای زمزمه

دور وبرم هرچی که هست عاشق /همه / عاشق /همه ...

دل عاشقه / تن عاشقه / ماه عاشقه/ شب عاشقه / ای وای خدا هم عاشقه ...

(( کاش ميفهميديم خدا هم عاشقه يعنی چی ؟ ای کاش حاليمون ميشد عشق يعنی چی ؟ کاش از معنی  ع  ش   ق  درک ميکرديم که چه وديعه ای را خداوند در دلهامون گذاشته و اينقده همديگه  رو آزار نميداديم ...

کاش از( ع )عاليترين

و از (ش)  شوکت 

واز( ق )قدرت خداوند رو خوب ميفهميديم ...

کاش عين عشق را به مسخره نميگرفتيم

کاش شين شوق را به بازی نميگرفتيم

کاش قاف قضا و قدر را به شوخی نميگرفتيم

شايد از اين سه حرف ((ع ش ق )) بشه يه کتاب نوشت اما مفهوم همه درهمان که از قبل شناختيمش جمع شده ...

خدايا مرا عاشق تر از عشق کن  آمين ...