شيدامنم ليلامنم ديوانه رسوامنم

دردشت عشق ومهراومجنون بی پروامنم

چون رود جاری ميشود اشک دل بينای من

گم کردهام يوسف وشی يعقوب نابينامنم

نالانم ازجورزمان  زآندم که هجرآمد ميان

بی منزل و بی خانمان  آواره دردنيا منم

باشد اميد عاشقان  چشم سيان مست او

دل بی قرار وناتوان زان نرگس شهلا منم

ای اختر تابان من  وان شهره دروفا منم

بی توندارم طاقتی  رحمی نماو رحمتی

بخشا به حال بی کسی  آن بيکس تنها منم

گريند عاشقان بسی  بردرگهت همچون خسی

ناليده درصحرا کسی  آن ناله صحرا منم

گو قامت رعنای خود يک دم نگر درجای خود

صدجان ببين درپای خود آن کشته رعنا منم

عشق تو دريائی بود وصل تو رويائی بود

آيا مرا راهی بود؟ وآن غرقه دردريا منم

چاره ندارم جز فنا بر درگه آن پادشاه

دارم  خجالت از خدا .... مفقود ناپيدا منم

***********************************************************************