دلم ميخواهد امروز هم از تو بگويم ، از تو که بلبلان را به آواز بهار وا داشتی

از تو بگويم که شب را نور باران کردی ، از تو که غلغله عشق در دلم انداختی

تو که راه ايمان و صداقت و فرار از همه بدی ها را به من آموختی ، ای خدای عشق

از تو ميگويم که عشق را به من آموختی ....

خسته و تنها روی بال پرندگان سفيد آواز عشق سرودم عشقی که با پر پروانه و گيسوان ياس سفيد گره خورده و بر روی گلهای بابونه با عطر ياسمن آميخته و نوشته

شده بود همان عشقی که سحرگاهان به يادش نماز بر پا داشتم و سوار بر بال فرشتگان به سوی آسمان پرواز کردم و به آرامش گلهای نرگس رسيدم ...