میدونی چرا مادرا برا بچه هاشون لالائی میخونن ؟

میدونی در هر دیاری چطوری برا بچه ها لالائی میخونن؟

فلسفه ی لالائی چیه ؟

آرامش؟ سکون ؟ عشق ؟ وابستگی ؟‌بوی محبت ؟

ببین که اون آسمون دل مادر کجا گسترده ، ببین بچه ...اگه پنجاه سالت هم بشی بازم بچه کوچولوی مادری . آزارش میدی ؟ لجبازی میکنی ؟ رنجش میدی؟ حالا که پیر شده و تو جوون شدی به دیدنش نمیری ؟ دیگه لازمش نداری ؟ دیگه اونقده بزرگ شدی که نیاز به آغوش مادر رو در خودت احساس نمیکنی ؟

میدونی مادرت چی میگه ؟
میگه : منی که با گریه هات گریه میکردم ، منی که با اشکات وضو میساختم ، منی که با دیدن قد و بالات شوق و شور زندگیو در وجودم می پروروندم ، منی که الفبای دوست دارم رو بهت یاد دادم ، منی که قطره بودی دریات کردم ، منی که شونه هامو واسه دردات پایه کردم ، منی که از شیره ی جونم قوتت رو تهیه کردم .... دیگه منو نمیخوای ؟ حالا دیدنت باید بشه برام یه آرزو؟

ای ........  ببین یکی از لالائی هایی رو که برات میخوندم ؟!!
لالا لالا  گل لاله
گلم در خواب نازه
لالا لالا گل شب بو
گلم خوشبو
لالا لالا دلم شاده
کودکم امروز چه دلشاده ....
لالا لالا خدا با ماست
دشمن اسیر طوفانهاست
لالا لالا گلم خوابه
باباش رفته چه بی تابه
چشاش امشب پر خوابه
لالا لالا بخواب آروم
بابات امشب سر کاره ....
لالا لالا  لالا لالا ...
 
و هزاران گونه از لالائی هایی که مادرا برا گلهای باغشون میخونن و دلشونو آروم میکنن . تو نمیخوای دل مادرت رو آروم کنی ؟‌ نمیخوای بهش سر بزنی ؟ به دل تنهاش در بزنی ؟