زندگی و مرگ

چندوقتيه که چند نفر از دوستام دچار نا اميدی شدن ، يکی دوتاشون هم که فوت کردن ترجيح دادم ايندفعه ا ز مرگ و زندگی چند جمله بنويسم شايد به درد بازماندگان و دوستانم بخوره البته اين جملات مال خودم نيست برگرفته از کتاب در پناه او از جی پی واسوانی است ....

زندگی به نخی بسته است و بسيار نامطمئن ، هيچوقت نميدانيد که مرگ چه زمانی شما را احضار ميکند پس به هيچ چيز وابسته نباشيد هر چيز را همانطورکه پيش می آيد بپذيريد و پيوسته به خدا فکر کنيد بگذاريد که فکر خدا در زمينه آگاهی شما در همه اوقات جاری باشد ....

و اما مرگ ...

مرگ مانند ماری است که پوست می اندازد . انسان نمی ميرد بلکه فقط جسم مادی خود را ترک می کند . ميتوان گفت که جسم مادی مرده است نه خود انسان ، انسان نمی ميرد ، نمی تواند بميرد ....

مرگ مانند غروب خورشيد است وقتيکه خورشيد در اينجا غروب ميکند در جائی ديگر طلوع ميکند و در واقع هيچگاه خورشيد غروب نميکند به همين ترتيب مرگ هم فقط يک توهم ظاهری است .

آنچه در اين دنيا مرگ تلقی ميشود در دنيائی ديگر تولد است ، زيرا زندگی نهايتی ندارد ...

شايد بعضی هاتون بگين چه کسی از اون دنيا اومده يا مرده و بعد زنده شده منظورم همان خواب جسم است ولی من يکی به اين موضوع معتقدم ...

معتقدم که جسم فيزيکی پس از مرگ ما که جسم ديگری است و روح در مرحله بعدی به درآن جسم ميرود که نامش((قرينه اثيری)) است و از ماده ای بسيار ظريف و اثيری تشکيل شده است ...

فعلا بحث را طولانی تر نميکنم تا نظرات شما دوستان عزيزم چه باشد؟

 

/ 18 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
reza

سلام عزيز حالت خوبه اميدوارم که خوب باشی ميدونی مردن سخت نيست اونی که سخته دل آدمو به درد مياره دل کندن از دوستی ها دل کندن از خيلی چيزاست که دوسشون داری دلم گرفت نميدنم چرا بيا پيشم من بيشتر احتياج به درد دل دارم ميخوام ببينم چقدر خوشحالم ميکنی منتظرم وبلاگتم که عاليه.

mohammad

سلام...خوبيد؟....مرگ هميشه يک پل بين دو دنياست...بايد با کوله بار پر به اين سفر رفت.

niloofar

من اما فکر می کنم که باز برمی گرديم در جسم ديگری. بهشت و جهنم همين جاست. هيچ جهنمی مثل تجربه جهنم در اين دنيا سخت نيست . در واقع من جزء کسانی هستم که به تناسخ اعتقاد دارن.عدل خدا رو جز در وجود تناسخ نمی بينم. برای من تناسخ عين عدل خداست.

حسین

سلام ... اين اولين باريه که من وبلاگ شما رو ديدم ... وبلاگ خوب و قلم قشنگی داری ... در مورد اين متنت هم منم با شما موافقم ... ما تا وقتی در اين جسم هستيم اسيريم و مجبور به بودن و تحمل ... و مرگ باز شدن بند اسارت از وجود کامل هر انسانی است .... قلم قشنگی داری ... حتما باز به وبلاگت ميام ... اگه هم قابل دونستی می تونيم تبادل لينک کنيم .. موفق باشی .. تا بعد !

shamila

سلام اگر غير از اين بود بايد به عدالت خدا شک ميکرديم

ابوالفضل

با عرض سلام و احترام:دلنوشته پر معنايتان را خواندم و جسارتاْ پيامهای گذاشته شده را نيز ...طبق گفته مولايمان علی (ع) مرگ سايه زندگيمان ميباشد.شايد خيلی از موارد و مصايب زندگی امروزی ما دليل عمده اش اين است که مرگ را فراموش کرده ايم!مولا می فرمايد: در شادی و غم به گورستان رويد تا ياد مرگ غصه ها را از دل برون ببرد ، و به همچنين غصه ها را! زيرا در گورستان آدمی پی خواهد برد که اين جهان فانی هيچ ارزشی ندارد که برای آن بخواهد غمگين يا شاد شود! شادی حقيقی در رضای معشوق است و معشوق حقيقی رب العالمين است...( نام معشوق همان نام خدا/ کی بود معشوق از يارش جدا)اگر توفيقی باشد پيگير بحث زيبايتان خواهم بود.ممنون و موفق و هميشه شاد باشيد.

محمد

سلام مامانی ..خوبی؟ هستس چه طوره ؟ بهش سلام برسونين ....راجب مرگ هم الان نمی خوام صحبت کنم ...موفق باشين...

bahareh

سلام مامانی من آپ کردم

شكوفه

سلام مامانی خودم ........خودم دربست نوکرتم !!! خيلی دوستت دارم .....می دونی برای من مثل چی هستی .عزیزم ...؟ مثل يه فانوس روشن و گرم توی يه شب تاريک و سرد ..... برای همه ی همدليهات ممنون ....الهی قربونت برم که اينقدر مهربونی .....زنده باشی عزيزم ...به هستی جونم هم سلام برسون ...... تو رو خدا مواظب خودت باش .......دوستدار هميشگی تو :‌دختر دوميت ...شکوفه

امیر خان

خمان سوي چه كسي است انگشتان پر از تسلايت كه خاك را پشت نويسي مي كنند, شايسته انعام تست. زيبايي چه كسي صفحه ي بيانيه ايست كه خود را تا طوفان اسرار مي كشاند, وقتي آفتاب- عورت –پرده نيستند. وقتي من و صفحه جثه هاي مرده ايم .