اي مصحف سرخ عطش

كاش  آنروز من نيزآنجا بودم به ياري و دلداريشان

السلام عليك ايها المرمل بالدماء

اي مصحف سرخ عطش
بر دشتي خيس تر از پلك شفاف باران ، تشنگي غيرت خاك را سيراب داشتي و با قطعه ايي از پژواك آئينه هاي “ هل من ناصرت ”، تمامي فرا سوهاي اشتياق زده تاريخ ستيز وخروش و ايستادگي را ، با تيزي تيغ زمزمه هاي گلوي آسمانيت امتداد بخشودي.
اي غزل ترين احساس نسيم و اي روايت خوان قافله قاصدكهاي برهنه پا
با خنكاي متبسم نجابت جاري لحظه هاي عاشورايي ، تن فرتوت برهوتي نا منتها را به سبزينگي كوثرانه تلاوت نيايشهاي سحري ات ، شفاي ابدي فرمودي و حلاوت ناستردني عشق را در رگهاي ظهر روز دهم جاودانه ساختي
اي عشق تشنه و ترنم سپيد پرواز
تو كشته اشكي و معناي ژرف ابتلا كه ناي صحراي رملي خشك “ نينوا ” اقامه “صلاة العشق ” راسرائيدي و در غريبستان كويري “ معبود گمشده ” ، شبنم عطرانه نور و راه و عاطفه را بر قنوتهاي گرسنه دستها در فراز ، ارمغاني خونين داشتي .
ما را به التجاي نگاه شور آفرينت ، اي تلواسه مدام ، واي “ ترجمه زخمي پيشاني شكسته عشق ” ، در قطره قطره اشكهاي كبره بسته امكان تكرار مي داريم


 يا ابا عبد الله الحسين

 

/ 24 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش

مامان هستی سلام از وبلاگ بسيار زيبا وقشنگت لذت بردم.اگر به من حقير هم سری بزنی خوشحال می شوم

sadaf

ye sar boro vebloge zeitoon matlabesh ro darbareh ashoora bekhoon oonmoghe nazare hameh javoonharo mifahmi

hamed

سلام مامان منم ميلينکی؟

ali

السلام عليک يا ابا عبدالله. آيا لسانی هست که گویای حقيقت کربلا باشد؟ و آيا قلمی هست که بتواند حق مطلب را در بيان حقايق عاشورا اداکند؟ مطمئن باشيد و باشيم که تا کنون هيچ کس نتوانسته در مورد کربلا و واقعه عاشورا حق مطلب را ادا کند. پس من مسکين چه دارم که بگويم؟ فقط ميگويم : اعظم الله اجورکم انشا الله. موفق و سربلند باشيد.

پرنده ی رها

يا حق ... سلام ... خيلی از اين جا خوشم اومد ... نمی دونم بايد چه گفت ... کاش ما هم به ندای آقا لبيک گوييم و ياريش کنيم ... به مدد خودش ... يا علی مددی ... والسلام علی من اتبع الهدی

هستي

سلام خانمی ... اين ايام رو بهتون تسليت ميگم ... در پناه حق

شكوفه

سلام مامانی ......... الهی شکوفه به قربونت ...خوبی عزيزم ؟؟امیدوارم که همیشه خوب باشی!!! من هم از خودم و زندگيمو و حال و روزم هيچی نگم سنگين ترم !! ...... فقط بدون شکوفه توی اين مرگ تدريجی ....فقط به ياد چشمهای مهربون تو دل خوش کرده !! و از خدايش برای پايداری اون نگاه زيبا ، پایداری و پايندگی طلب می کنه !!! مامانی .......توی اين لحظات روحانی برای دل شکوفه هم دعا کنه !! باور کن ديگه سر لبه ی دنیا نشستم !!! دیگه نمی کشم !!! آخه مامانی چطوری بگم دلم ديگه طاقت هيچی نداره !!! خسته ام مامانی .............اونقدر خسته که انگار همه ی دنيا رو پياده رفتم ...........!! مامانی مواظب خودت باش ...دوستت دارم !! وای مامانی نمی دونی که چقدر به همدليهات نياز دارم .............گريهههههههههههههههه

حمید

سلام،عزاداریهاتون قبول باشه.متن دلنشینی نوشتیدکه جلب توجه کننده ترین قسمتش برای من همون معنای ژرف ابتلا خواندن امام حسینه،همون استادالاساتیددرآتش نشستن ومبتلاشدن.تصورکارهایی که حضرت ابیعبدالله کردهم گاهی اوقات برام مشکل میشه.ازمتن اینطوری میشه حس کرد که ازعنایات خودشون به شمابوده تاماهم باخوندنش به آرامشی برسیم.ملتمس دعا یاعلی

هاله

سلام برای من که اولین بار است که با وبلاگ آشنا شدم جالب و زیبا بود