به بهانه محرم

Pic061.jpeg
 این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست

  به روايت لهوف

   
  ورود حضرت امام حسين (عليه السلام) به كربلا

گوش دل باز كن كه جان بینی
آن چه نادیدنی ست آن بینی

نوای كاروان در فضا طنین انداز ست و اطفال و زنان حرم چه با شكوه و عظمت حسین (علیه السلام) را همراهی می كنند. غم بر دل سایه افكنده و نفسها به شماره اند چرا كه امام دستور توقف داده اند.
"حضرت فرمود: انزلوا، هاهنا والله محطّ رکابنا و سفک دمائنا، هاهنا وَاللهِ مخطّ قبورنا، وهاهنا والله سبی حریمنا، بهذا حدّثنی جدّی؛ ?فرود آیید، به خدا که این جا جای فرود آمدن و ریختن خونهای ماست، و اینجا جایگاه قبور ماست، به خدا که این جا جای به اسارت رفتن حَرَم ماست و این خبر را جدّم به من داده است?.
همگان فرود آمدند، و حرّ با لشکرش نیز در کناری فرود آمدند، و حسین علیه‌السّلام نشست و شمشیرش اصلاح می‌کرد و می‌فرمود:

یا دَهرُ اُفّ لَکَ مِن خَلیل
کَم لَکَ بِالاِشراقِ وَ اللأصیلِ

تفو بر تو ای روزگار که چه بد دوستی هستی و چقدر در هر شبانگاه و بامداد برای تو بود..."
خدایا مباد كه این سخنان به گوش خواهر برسد و زینبی (سلام الله علیها) كه تا كنون جدایی برادر را تصور نكرده
این جملات را چگونه در دل هضم كند و تنها اشك است و اشك كه دل برادر را می لرزاند...
"راوی می‌گوید: زینب دختِ فاطمه علیها‌السلام این سخنان را بشنید و گفت: برادرم این سخن تو سخن کسی است که
به مرگ خود یقین دارد.
فرمود: آری خواهرم.
زینب: وای بر من، حسین مرا خبر از مرگ خود می‌دهد.
گوید: زنان گریستند و لطمه بر چهره‌ها زده گریبان چاک زدند.
ام‌کلثوم ندا برداشت: وامحمّداه واعلیاه وا امّاه وافاطمتا وا اخاه واحسنا و احسینا....
حسین علیه‌السلام خواهر را تسلّی داد و فرمود: (یا اختاه تعزَّی بعزاء الله، فانّ سکّان السَّموات یفنون و اهل الارض کلهم یموتون و جمیع البریه یهلکون، یا اختاه یا امّ‌الکلثوم! و انتِ یا زینب و انتِ یا رقیه و أنتِ یا فاطمه و أنتِ یا رباب! انظرنَ اِذا أنا قُتِلتُ فلاتشققن علیّ جیباً و لاتخمشن علیّ و جهاً و لاتقلن علیّ هجراً).خواهرم! خود را به آرامش خدا تسلّی ده، چه ساکنان آسمانها می‌میرند و زمینیان به جای نمانند، و ما سوی اللّه به مرگ گرفتار آیند." 
  

  اهداف قيام حسيني

   
  چرا حسین(ع)


چرا امام حسين (ع) اين كار را بكند؟ چون زمينه‏ى انجام اين واجب، در زمان امام حسين پيش آمد. اگر اين زمينه در زمان امام حسين پيش نمى‏آمد، مثلاً در زمان امام على‏النقى (عليه‏السّلام) پيش مى‏آمد، همين كار را امام على‏النقى (عليه‏السّلام) مى‏كرد؛ حادثه‏ى عظيم و ذبح عظيم تاريخ اسلام، امام على النقى (عليه‏الصّلاةوالسّلام) مى‏شد. اگر در زمان امام حسن مجتبى يا در زمان امام صادق (عليهما السلام) هم پيش مى‏آمد، آن بزرگواران عمل مى‏كردند. در زمان قبل از امام حسين، پيش نيامد؛ بعد از امام حسين هم در تمام طول حضور ائمه تا دوران غيبت، پيش نيامد!

تکلیف حسین(ع) چه بود؟
... به‏طور طبيعى انجام اين واجب، به يكى از دو نتيجه مى‏رسد: يا نتيجه‏اش اين است كه به قدرت و حكومت مى‏رسد؛ اهلاً و سهلاً، امام حسين حاضر بود. اگر حضرت به قدرت هم مى‏رسيد، قدرت را محكم مى‏گرفت و جامعه را مثل زمان پيغمبر و اميرالمؤمنين اداره مى‏كرد. يك وقت هم انجام اين واجب، به حكومت نمى‏رسد، به شهادت مى‏رسد. براى آن هم امام حسين حاضر بود.
اسلام بر قلب مقدس پيغمبر اكرم نازل شد؛ نماز را آورد، روزه، زكات، انفاقات، حج، احكام خانواده، ارتباطات شخصى، جهاد فى‏سبيل‏اللَّه، تشكيل حكومت، اقتصاد اسلامى، روابط حاكم و مردم، و وظايف مردم در مقابل حكومت را آورد. اسلام، همه‏ى اين مجموعه را بر بشريت عرضه كرد؛ همه را هم پيغمبر اكرم بيان كرد.

ما من شى‏ء يقربكم من الجنة و يباعدكم من النّار الّا و قد نهيتكم عند و امرتكم به پيغمبر اكرم (صلى‏اللَّه عليه و آله) همه‏ى آن چيزهايى را كه مى‏تواند انسان و يك جامعه‏ى انسانى را به سعادت برساند، بيان كرد؛ نه فقط بيان، بلكه آنها را عمل و پياده كرد. خوب، در زمان پيغمبر، حكومت اسلامى و جامعه‏ى اسلامى تشكيل شد، اقتصاد اسلامى، پياده شد، جهاد اسلامى برپا و زكات اسلامى گرفته شد؛ يك كشور و يك نظام اسلامى شد. مهندس اين نظام و راهبر اين قطار در اين خط، نبى‏اكرم و آن كسى است كه به جاى او مى‏نشيند.
خط هم روشن و مشخص است. بايد جامعه‏ى اسلامى و فرد اسلامى از اين خط، بر روى اين خط و در اين جهت و از اين راه حركت كند؛ كه اگر چنين حركتى هم انجام بگيرد، آن وقت انسانها به كمال مى‏رسند، انسانها صالح و فرشته‏گون مى‏شوند، ظلم در ميان مردم از بين مى‏رود، بدى فساد، اختلاف، فقر و جهل از بين مى‏روند، بشر به خوشبختى كامل مى‏رسد و بنده‏ى كامل خدا مى‏شود.
اسلام اين نظام را به وسيله‏ى نبى‏اكرم آورد و در جامعه‏ى آن روز بشر پياده كرد. در كجا؟ در گوشه‏يى كه اسمش مدينه بود و بعد هم به مكه و چند شهر ديگر توسعه داد.
سؤالى در اين‏جا باقى مى‏ماند و آن اين‏كه اگر اين قطارى را كه پيغمبر اكرم برروى اين خط، به راه انداخته است، دستى، يا حادثه‏يى آمد و اين قطار را از خط خارج كرد، تكليف چيست؟ اگر جامعه‏ى اسلامى منحرف شد، اگر اين انحراف به جايى رسيد كه خوف انحراف كل اسلام و معارف اسلام بود، تكليف چيست؟
دو جور انحراف داريم؛ يك وقت مردم فاسد مى‏شوند - خيلى وقتها چنين چيزى پيش مى‏آيد - اما احكام اسلامى از بين نمى‏رود؛ ليكن يك وقت مردم كه فاسد مى‏شوند، حكومتها هم فاسد مى‏شوند، علما و گويندگان دين هم فاسد مى‏شوند! از آدمهاى فاسد، اصلاً دين صحيح صادر نمى‏شود؛ قرآن و حقايق را تحريف مى‏كنند، خوبها را بد، بدها را خوب، منكر را معروف و معروف را منكر مى‏كنند! خطى را كه اسلام - مثلاً - به اين سمت كشيده است، صدوهشتاد درجه به سمت ديگر عوض مى‏كنند! اگر جامعه و نظام اسلامى به چنين چيزى دچار شد، تكليف چيست؟
اگر جامعه، منحرف شد، بايد كارى كرد؛ خدا حكمى در اين‏جا دارد. در جوامعى كه انحراف به حدّى پيش مى‏آيد كه خطر انحراف اصل اسلام است، خدا تكليفى دارد؛ خدا انسان را در هيچ قضيه‏يى بى‏تكليف نمى‏گذارد.
پيغمبر، اين تكليف را فرموده است - قرآن و حديث گفته‏اند - اما پيغمبر كه نمى‏تواند به اين تكليف عمل كند.
چرا نمى‏تواند؟ چون اين تكليف را آن وقتى مى‏شود عمل كرد كه جامعه، منحرف شده باشد. جامعه در زمان پيغمبر و زمان اميرالمؤمنين كه جامعه، به آن شكل منحرف نشده است؛ در زمان امام حسن كه معاويه در رأس حكومت است، اگرچه خيلى از نشانه‏هاى آن انحراف، پديد آمده است، اما هنوز به آن حدى نرسيده است كه خوف تبديل كلى اسلام وجود داشته باشد.
شايد بشود گفت در برهه‏يى از زمان، چنين وضعيتى هم پيش آمد؛ اما در آن وقت، فرصتى نبود كه اين كار انجام بگيرد - موقعيت مناسبى نبود - اين حكمى را كه جزو مجموعه‏ى احكام اسلامى است، اهميتش از خود حكومت، كمتر نيست؛ چون حكومت، يعنى اداره‏ى جامعه. اگر جامعه به تدريج از خط، خارج و خراب و فاسد شد و حكم خدا تبديل شد، اگر ما آن حكم تغيير وضع و تجديد حيات - يا به تعبير امروزِ انقلاب، اگر آن حكم انقلاب - را نداشته باشيم، اين حكومت به چه دردى مى‏خورد؟
پس اهميت آن حكمى كه مربوط به برگرداندن جامعه‏ى منحرف به خط اصلى است، از اهميت خود حكم حكومت، كمتر نيست. شايد بشود گفت كه اهميتش از جهاد با كفار، بيشتر است. شايد بشود گفت اهميتش از امر به معروف و نهى از منكر معمولى در يك جامعه‏ى اسلامى، بيشتر است. حتّى شايد بشود گفت اهميت اين حكم، از عبادات بزرگ الهى و از حج، بيشتر است.
چرا؟ براى خاطر اين‏كه در حقيقت اين حكم، تضمين كننده‏ى زنده شدن اسلام است؛ بعد از آن كه مشرف به مردن است، يا مرده و از بين رفته است.
خوب، چه‏كسى بايد اين حكم را انجام بدهد؟ چه كسى بايد اين تكليف را به جا بياورد؟
يكى از جانشينان پيغمبر، وقتى در زمانى واقع بشود كه آن انحراف، به وجود آمده است؛ البته به شرط اين‏كه موقعيت مناسب باشد. چون خداى متعال، به چيزى كه فايده ندارد، تكليف نكرده است. اگر موقعيت مناسب نباشد، هركارى بكنند، فايده‏يى ندارد؛ اثر نمى‏بخشد. بايد موقعيت مناسب باشد.
البته موقعيت مناسب بودن هم معناى ديگرى دارد؛ نه اين‏كه بگوييم چون خطر دارد، پس موقعيت مناسب نيست؛ مراد اين نيست. بايد موقعيت مناسب باشد؛ يعنى انسان بداند اين كار را كه كرد، نتيجه‏يى بر آن مترتب ميشود. يعنى ابلاغ پيام به مردم خواهد شد، مردم خواهند فهميد و در اشتباه نخواهند ماند. اين، آن تكليفى است كه بايد يك نفر انجام مى‏داد.
حالا در زمان امام حسين (عليه‏السّلام)، هم آن انحراف به وجود آمده، هم آن فرصت پيدا شده است. پس امام حسين بايد قيام كند؛ انحراف پيدا شده است.

/ 62 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره عشق

سلام مامان عزیزم قربون مهربونی هاتون به قول امیر کوچولو هه دنیا دوستون دارم[قلب]

امیر کوچولو

سلام مامانی ممنونم از هدیه ای که واسم خریدی. من باید زودتر میومدم ببخشید خیلی مهربونید[ماچ][تایید][تایید]

روابط عمومی

باسلام و عرض احترام خدمت شما دوست بزرگوار در ادامه سلسله جلسات نقد وبلاگها ، اين هفته با نقد وبلاگهای : (( مــیــدون مــیــن )) (( http://meydoonmin.blogfa.com )) (( یادداشت های یک دیوانه )) (( http://crazynote.blogfa.com )) در خدمت شما دوست گرامي هستيم . لذا بدينوسيله از جنابعالي جهت شرکت در اين جلسه دعوت بعمل مي آيد. پيشاپيش ازحضور گرم و صميمي شما تشكر و قدر داني مي شود . وعده ديدار ما : يکشنبه 5 / 12 / 86 ... ساعت 17 الی 19 نشانی: خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي ( يوسف آباد ) - خيابان ۲۱ - پارک شفق - فرهنگسراي دانشجو - سراي کتاب با تشکر [گل][گل][گل]

symbiosis

SYMBIOSIS مشاوره تحصیلی و پذیرش از دانشگاه های هندوستان درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را

آشنای غریب

سلام راوی دلها ........ اگه دوست دارید یه کم با شهید حاج عبدلله ضابط آشنا بشید تو دارالمجانین منتظرتون هستم . یاعلی مهدی .........................

امبد

سلام و عرض احترام امام حسین " آزادی با این عنوان به روز شد ایام به کام

احمد

سلام با " ۱۸ تیر و مجلس هشتم" به روزم منتظرم یا علی

مجتبی(توحید)

به نام خدا سلام علیکم مامانی هستی ممنون از اینکه به کلبه این فقیر سراپا تقصیر سر زدی وظیفه بنده بود قصور اینجانب را ببخشید . اما در مورد مطلبتون باید بگویم مطالب زیبایی در مورد ورود اهل الله به کربلا آورده اید ولی در مورد آن قسمت که فرمودید چون موقعیت مناسب بود امام علیه السلام این کار را کرد فکر می کنم این آیه بهتر بیان کند وما تشاون الا ان یشاالله و نمی خواهند غیر از آن چیزی که خداوند می خواست چه حکم به سکوت باشد چه به قیام .دلایل بعدی دیدگاه انسانی ماهست ... ومن الله التوفیق [گل][گل][گل][گل][گل]

من غلام قمرم

سلام داداش در سرم هست شوم زائر بين الحرمين مادرم هست مُشَوق كه ادا سازم دِين پدر آهسته مرا گفت كه اي نوره دو عين (هر دري بسته شود جز در پر فيض حسين اين در خانه ي عشق است كه باز است هنوز) وبلاگه با عشقي داري ايشالله بري حرم ارباب ياعلي