مثبت در مثبت ؟!

اول :

مردی  در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزد, ناگهان دید سگی به دختر  بچه ای حمله کرده است. مرد به طرف آنها  دوید و با سگ درگیر  شد . سرانجام سگ را  کشت و زندگی دختربچه را نجات داد.
پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت آنها آمده و می گوید:  تویک قهرمانی

 

فردا در روزنامه ها می نویسند :  یک نیویورکی شجاع ، جان دختر بچه ای را نجات داد

آن مرد میگوید : « اما من نیویورکی نیستم »  

پس روزنامه های صبح مینویسند :  آمریکایی ِ شجاع !!جان دختر بچه ای را نجات داد

آن مرد دوباره میگوید : « اما من آمریکایی نیستم »  

« خوب ؟!... پس تو اهل کجا هستی ؟ »

« من ایرانی هستم ! »

فردای آنروز روزنامه ها اینگونه می نویسند : 

« یک تندروی مسلمان ، سگ بی گناه را کشت»

به این میگن : غرض ورزی اجنبی ها ؟!؟

نظر شما چیست ؟

********************

دوم :

تنها  راه نجات 

   مردی در جهنم بود که فرشته ای برای کمک به او آمد و گفت: من تو را نجات می دهم برای اینکه تو روزی کاری نیک انجام داده ای. فکر کن ببین آن را به خاطر می آوری یا نه؟ او فکر کرد و به یادش آمد که روزی در راهی که می رفت عنکبوتی را دید اما برای آنکه او را له نکند راهش را کج کرد و از سمت دیگری عبور کرد.

 فرشته لبخند زد و بعد ناگهان  تار عنکبوتی پایین آمد و فرشته گفت تار عنکبوت را بگیر و بالا برو تا به بهشت بروی.
 مرد تار عنکبوت را گرفت و در همین هنگام جهنمیان دیگرهم که فرصتی برای نجات خود یافتند به سمت تار عنکبوت دست دراز کردن تا بالا بروند، اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنکبوت پاره شود و خود بیفتد که ناگهان تار عنکبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرتاب شد فرشته با ناراحتی گفت: تو تنها راه نجاتی را که داشتی با فکر کردن به خود و فراموش کردن دیگران از دست دادی. دیگر راه نجاتی برای تو نیست و بعد فرشته ناپدید شد....!

*******************

سوم :

برای عشق و دوست داشتن چقدر ارزش قائلید ؟

 روزی پسری غمگین؛ نزد درختی خوشحال رفت و گفت: من پول لازم دارم !درخت گفت: من پول ندارم ولی سیب دارم. اگر می خواهی می توانی تمام سیب های درخت را چیده و به بازار ببری و بفروشی تا پول بدست آوری.  آن وقت پسر تمام سیب های درخت را چید و برای فروش برد. هنگامی کهتمام پولهایش را خرج کرد ،  نزد درخت بازگشت و گفت:"" می خواهم یک خانه بسازم ولی پول کافی ندارم که چوب تهیه کنم."" درخت گفت: شاخه های درخت را قطع کن. آنها را ببر و خانه ای بساز. و آن پسر تمام شاخه های درخت را قطع کرد. آنوقت درخت شاد و خوشحال بود. پسر بعد از چند سال، بدبخت تر از همیشه برگشت و گفت: می دانی؟ من از همسر و خانه ام خسته شده ام و می خواهم از آنها دور شوم!!! اما وسیله ای برای مسافرت ندارم. درخت گفت: مرا از ریشه قطع کن و میان مرا خالی کن و روی آب بینداز و برو. پسر آن درخت را از ریشه قطع کرد و به مسافرت رفت.
اما درخت هنوز خوشحال بود. ...

 شما چی دوستان؟!
آیا حاضرید دوستانتان را شاد کنید؟
آیا حاضرید برای شاد کردن دیگران بها بپردازید؟
آیا پرداخت این بها حد و مرزی دارد؟
  

لطفا" نظرات خود را در برایم بنویسید . 

چهارم :‌گفته بزرگان و خرده فرمایشات من چشمک

حضرت  مسیح فرمود: بهترین دوست کسی است که جان خود را فدا کند. 

  آیا شما حاضرید به خاطر خوشبختی و شادی کسی حتی جان خود را فدا کنید؟ منظورم این نیست که باید این کار رو بکنید. منظور از این پرسش فقط یک چیز بود، آیا کسی  یا کسانی را بی قید و شرط دوست دارید؟ 

  عیب جامعه این است که همه می خواهند فرد مهمی باشند یا  مورد لطف دیگران قرار بگیرند ،‌ ولی هیچکس نمی خواهد انسان مفیدی باشد.  
میدانید که :
 درختان میوه خود را نمی خورند، ابرها باران را نمی بلعند، رودها آب خود را نمی خورند، وچیزی که بزرگان دارند، همیشه به نفع دیگران است.

اوشو
میگوید: همه آنچه که جمع کردم برباد رفت  و همه آنچه که بخشیدم، مال من ماند. بنوعی دیگر : آنچه که بخشیدم هنوز با من است و آنچه که جمع کردم از دست رفت.

در واقع انسان جز آنچه که با دیگران تقسیم می کند، چیزی ندارد." عشق " پول و مال نیست که بتوان آن را جمع کرد." عشق" عطر و طراوتی است که باید با دیگران تقسیم کرد. هر چه بیشتر بدهی بیشتر  بدست می آوری، هرچه کمتر می بخشی، کمتر داری .

زیگ زیگلار میگوید:
محبت، یعنی دوست داشتن مردم، بیش از استحقاق آنها  .

این دقیقاً کاریه که خدا با ما کرده؟
کدوم از ما می تونه با جرأت بگه که من لیاقت داشتم که خدا من رو دوست داشته باشه؟
 

به  امید اینکه آسمون ِ زندگیتون به رنگ یکرنگی عشق باشه . دوستتون دارم 

من اینجا هم هستم مژه

/ 67 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باباعظیمی

سلام ابجي خانم يه سري بزن ساحل ارامش ببين چه خبره ضمنا دخترم هم با خودت بيار اهنگ وبلاگ هم گوش كن...... اعتبـــــــارهمه اعتمادها هستی و به همه ی اعتبارها اعتماد می بخشی .

ماری

سلام مهربان التماس دعا

محمد

سلام مامانی گلم ......[گل]

س.م.ع

سلام خواهر ارجمندم.... اولا میلاد امام رئوف پیشاپیش مبارک و اگه توفیق نصیب شد ما هم التماس دعا داریم... دوم این که تک تک حکایت ها و حوادث اشاره شده دنیایی از معانی رو در خود دارند و فقط می تونم بگم دست مریزاد با این همه هدیه های بیاد ماندنی...

محسن

سلام ممنون كه اومدي تجربه در مورد شعرم!!! از تذكره بجات هم ممنونم[لبخند]

nader

سلام ممنون اومدی سر زدی .مرسی

سید محسن

به نام حضرت دوست السلام عليك يا غريب الغرباء السلام عليك يا معين الضّعفا ء والفقرا ء السّلطان ابا الحسن عليّ بن موسي الرضا و رحمة الله و بركاته میلاد نور مبارک باد ×××××××××××× سلام ماماني مهربون دل ما هم كلي براتون تنگ شده دعامون كنيد كه زيارت مادر مهرباني چون شما باز نصيبم شود خدا به حق دعاي پاك و خال مادرانه شما مشكلات همه ما جونها را حل كند در پناه حضرت دوست

س.م.ع

با سلام... مرا غرض ز نماز آن بود که یک ساعت حدیث درد فراق تو با تو بگزارم وگرنه این چه نمازی بود که من بی تو نشسته روی به محراب و دل به بازارم داداش جونم! آبجی عزیزم! ولادت آقامون حضرت رضا علیه السلام رو بهتون تبریک میگم اگه دلتون رو روونه ی حرمش کردید یا اونجا نشستید بهشون بگید یکی از بچه هات ازت میخواد دلش رو همونجا نگهدارین شاید ..... فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی که جز ولای توام نیست هیچ دستاویز

بانیان

سلام.اگر در جستجوی راهی برای بهتر زندگی کردن هستید, حتما یه سر به این وبلاگ بزنید.با مهارتهای زندگی در خدمت عزیزان هستم.[گل]