اربعین

hossein%20(7).jpg

فردا اربعین است چهل روز گذشت . دلها بظاهر چهل روز به سوگ

نشست . قدیمی ها میگفتند خاک گور سرد است و فراموشی می آورد .

ومعمولا چهل روز که از زمان  ازدست دادن عزیزی میگذرد آرام میشوی و

زندگی عادی از سر گرفته میشود . اما چگونه است که بعد از هزارو

چهارصدو اندی هنوز سوگوار حسین ابن علی علیه السلام هستیم مگر نه

اینکه وقتی عاشق واقعا " معشوق را ز جان بیشتر بخواهد همیشه در

وجودش معشوق شاخص و زنده است و این همان فطرتی است که با

عشق ائمه بیگانه نیست و نبوده از ازل با تو بوده تا ابد نیز خواهد بود

اگر عاشق باشی ... و اما خلوص عشق حسینی آنقدر بزرگ است که

نمیتوانی عاشقش نباشی . اربعین راز بلند هستی است . راز یک عشق

پنهان و آشکار. راز نجوای عاشق و معشوق..... خداوندا ،با رالها

دلهایمان را همواره حسینی نگه دار ، آمین یا رب العالمین

/ 23 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عقیق

سلام مامانی دعامون بفرمایید[گل]

سید مهدی

سلام سوال خوبي رو در اول متن مطرح كرديد. جاي تامل داره! با قسمت سوم از ادیان قبل از اسلام به روز هستم. منتظر قدوم سبز شما. یا علی مددی[گل]

مجتبی(توحید)

به نام خدا سلام علیکم با مطلبی با عنوان رقیه تنها بروزم . در ایام شهادت سرور کائنات و مولای مظلومان امام حسن غریب مادر علیهم السلام مارا از دعای خیر فراموش نکنید .آخه کجای دنیا جنازه کریمانشان را تیر باران می کنند و با کدام پیغمبری اینگونه رفتار شد و اهل بیت کدام پیغمبری را اینقدر اذیت نمودند . ومن الله التوفیق [گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه] [گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

آريانا آریارمن

به بهانه ی نزدیک شدن به فصل بهار سروده ی زیر تقدیم به شما دوست گرامی بهار بهار صدا همون صدا بود صدای شاخه ها و ریشه ها بود بهار بهار چه اسم آشنایی؟ صدات می آید...اما خودت کجایی وابکنیم پنجره ها رو یا نه؟ تازه کنیم خاطره ها رو یا نه؟ بهار اومد لباس نو تنم کرد بهار اومد با یه یغل جوونه عیدُ آورد از تو کوچه تو خونه حیاط ما یه غربیل باغچه ی ما یه گلدون خونه ی ما همیشه منتظر یه مهمون بهار اومد لباس نو تنم کرد تازه تر از فصل شکفتنم کرد بهار بهار یه مهمون قدیمی یه آشنای ساده و صمیمی یه آشنا که مثل قصه ها بود خواب و خیال همه بچه ها بود آخ...که چه زود قلک عیدیامون وقتی شکست باهاش شکست دلامون بهار اومد برفارو نقطه چین کرد خنده به دلمردگی زمین کرد چقد دلم فصل بهار و دوست داشت واشدن پنجره ها رو دوست داشت بهار اومد پنجره ها رو وا کرد من و با حسی دیگه آشنا کرد یه حرف یه حرف،حرفای من کتاب شد حیف که همش سوال بی جواب شد دروغ نگم ،هنوز دلم جوون بود که صب تا شب دنبال آب و نون بود (محمد علی بهمنی)

روابط عمومی

باسلام و عرض احترام خدمت شما دوست بزرگوار در ادامه سلسله جلسات نقد وبلاگها ، اين هفته با نقد وبلاگ (( گل یخ )) (( http://persianliterature.persianblog.ir )) در خدمت شما دوست گرامي هستيم . لذا بدينوسيله از جنابعالي جهت شرکت در اين جلسه دعوت بعمل مي آيد. پيشاپيش ازحضور گرم و صميمي شما تشكر و قدر داني مي شود . وعده ديدار ما : يکشنبه 19 / 12 / 86 ... ساعت 17 الی 19 نشانی: خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي ( يوسف آباد ) - خيابان ۲۱ - پارک شفق - فرهنگسراي دانشجو - سراي کتاب با تشکر [گل][گل][گل]

مهدی-=---دفتر عشق

هردم گذر عمر دیدم در پس ایام/هردم شکوه دل دیدم ز خالی بودن جام هر دم فریاد کنم زین دل نا کام /هردم یار بینم در خیال و می در جام سلام خوبی؟ دفتر عشق بروز شد منتظر حضور گرمت میباشم موفق باشی[گل][گل]

مروارید عرفان

سلامی دوباره بر مامانی عزیز [گل] افسانه عزیز ادرس وبش را بمن داد ولی متاسفانه باز نمیشود . در لینک دوستان هم پیدایش نکردم . اگر ادرس دنیای سبز من را داری برایم بفرست . راستی بابت لینک صمیمانه سپاسگزارم . بزودی انجام وظیفه خواهم کرد . [خداحافظ]

میثم

خصوصی

سلام ممنون از حضورتون با حرفاتون موافقم در پناه مهدی فاطمه مستدام باشید[گل]