نامه به خداوند

نامه ای به پيشگاه حضرت دوست ،خداوندی که مهربان و بخشنده است ، پناه بی پناهان  پشتوانه استوار راستگويان و درست کرداران ....

ای خدای بزرگ ، ای همه چيز و همه کسم ، ای پناهم ، ای ياری دهنده ام ، ای عشق و اميدم ،

ای که بی تو هيچم هيچ و با تو همه چيز ای توان ناتوانيهايم ای ياور و مونس خلوت تنهائيم ای هميشه هست وبوده و خواهی بود ...

هيچ ميدانی تو را تا فراسوی مطلق زمان ، تا بی کران ، تا بی نهايت ، تا بالاتر از درک تمامی انسانها تا بيشتر از وسعت خلقت کهکشانهايت و به تمامی عظمت و ناشناخته های بشر تو را میپرستم و به تو عشق می ورزم ؟

دربود با توام در نبود باتو ، در هست تورادارم و در نيست هم تورا ، اميدم توو شاديم تو اشکم تو دلم تو آسمانم تو و دردم تو مهرم تو و جانم تو همه جاتو همه کس تو ...

ای بخشاينده ، ای کريم ، ای جود ای سخا ، ای مهربانی ای زندگانی ، اين کمترين است اين عاشق توست که ميگويد باتو .....

خود دانی که جهان به يک دم است و در آن يک دم چه بارها و مصيبت هايی که بر دوش نکشيدم و هرچه که بر سرم آمد مقدر تو دانستم و آن را بوته آزمايش تو به حساب آوردم ....

اگر ناليدم به درگاه تو بود ، اگر زار گريستم به پيشگاه تو بود ، اگر داشتم ازتو داشتم اگربودم از توبودم و خود دانی که در اين دنيا چه مصيبت ها که نکشيده ام ، خود دانی چه محبتها کردم و

بی محبتی ديدم و دشمن جان ، تو خود دانی که اگر بر گنهی نشستم  گنه و ظلم بر خود بود نه ديگری ... خدايا ، اين تو هستی که ميدانی و می بينی و اگر من لحظات دنيائيم را به نا کامی کشاندم و اين گناهی بود عظيم خود را آلودم و نه ديگری را

بار خدايا اين توئی که بخشاينده ای و اين منم که گنه کارم و اگر گناهی کردم ظلم بر خويشتنم بود مراباکی نيست چون قصاص تو را به جان می خرم و قصاص تو بهشت من است و اوج من و عروج من ....

ميدانم که بخشنده و مهربانی ، ميدانم که کريمی و رحيم و ميدانم مانند پد ری و مادری دلسوز و مهربان که کودک نا اهل خود را می بخشد و می پذيرد مرا نيز خواهی بخشيد يعنی ما را ....

خدايا تقاضائی از تو دارم : بگويم ؟

مرا به سوی خويش بخوان و اجازه بده به نزدت بيايم که مرا ديگر يارای ماندن نيست ، من ناتوان  من عاشق چشم به سوی تو دارم و اميدم اين است که اين تقاضای کمترينت را پذيرا باشی که درآن جا سخنها و گله ها و شکايت ها دارم که با تو بگويم  با تو بهترينم با تو عزيزترينم .......

عاشق تو

بنده کمترينت

 
/ 7 نظر / 7 بازدید
mehmoon

مامان هستی احتمالا افسرده هستيد؟!

حمیدرضا

سلام...خيلی خوشحالم که شما به وبلاگم سرميزنيد وقتی کامنت شما رو ديدم که گفته بودی چرا مطلب جديد نداری يه لحظه باورم نشد (واقعيت رو بگم بهتره چون همش فکر می کردم چون من ميام به وبلاگ شما ..شما برای پس دادن مياين ولی حالا ديدم نه...آپديت کردم...راستی هستی کجاست ...خوبه؟....موفق باشی

معلمي از بهست(سها)

سلام دوست من.حديثی است که می گويد: اگر بندگان خدا از شوقی که نسبت به آنها دارد آگاه ميشدند همانا در دم از ازدياد اين شوق جان ميسپردند.عاشق باش تا هميشه.

mamanyehasty

مهمون عزيز سلام متشکرم که بهم سر زدی نه خوشبختانه افسرده نيستم فقط دلم از دروغ ها و دو رنگی ها گرفته چون آدرس نگذاشتی مجبور م همينجا بهت جواب بدم و بگويم من بال پروازم شکسته ....