هر کار....

هر کار پليدی که انجام دهيد با شما ميماند وهر کار نيکی که انجام دهيد به شما باز ميگردد.

در کتاب (( با خالق هستی )) نوشته جی.پی.واسوانی خواندم که :

پسر زنی به سفری دور رفته بود و ماهها بود که از وی خبری نداشت و هرروز دعا ميکرد که او سالم به خانه باز گردد. اين زن هرروز به تعداد افراد خانواده اش

نان میپخت و يک نان هم اضافه میپخت و آن را پشت پنجره ميگذاشت تا رهگذری گرسنه که از آنجا ميگذشت آن را بردارد . هرروز مردی گوژپشت از آنجا ميگذشت و نان را بر ميداشت و به جای آنکه از او تشکر کند ميگفت :هرکارپليدی که انجام دهيد باشما ميماند و هرکار نيکی که انجام دهيد به شما باز ميگردد.

اين ماجرا هرروز ادامه داشت تا اينکه زن از گفته های مرد رنجيده شده و به خود گفت اين مرد نه تنها تشکر نميکند حرفهائی ميزند که منظورش را نمی دانم تا يک روز نان هر روزه اش را آغشته به زهر کرد و بيرون گذاشت ساعتی بعد پشيمان شد و آن را برداشت و در تنور انداخت و نان ديگری پخت و سرجايش گذاشت ....

آنشب در خانه زن به صدا در آمدوقتی در راباز کرد فرزندش راديد که نحيف با لباسهائی پاره که پشت در ايستاده بود او گرسنه و تشنه و خسته بود و درحاليکه به مادرش نگاه ميکرد گفت : مادر اگر معجزه نشده بود نميتوانستم خود را به شما برسانم در چند فرسنگی اينجا چنان بد حال بودم و در حال مرگ که رهگذری گوژپشت از آنجا رد ميشد از او درخواست آب و نان کردم واو يک قرص نان به من داد و گفت اين تنها چيزی است که هرروز ميخورم امروز آنرا به تو ميدهم زيراتو بيش از من به آن نياز داری ....

مادر وقتی اينرا شنيد رنگ از چهره اش پريد و به ياد آورد که چه ميخواسته است انجام بدهد ولی ندای وجدانش او را بيدار کرده و حالا معنی اين جمله را فهميده بود ....

((هرکارپليدی که انجام دهيد با شما ميماند و هر کار نيکی که انجام دهيد به شما باز ميگردد.))

 

/ 35 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سکوت مرگ

چقدر جالب ... راست می گيا اين دنيا يه جوريه که از اين ور جوی به اون ور جوی جواب کارايی که کردی رو می تونی ببينی

شكوفه

سلام مامانی خودم ..... روزه و نمازت قبول عزيزم !!‌ خوبی ؟ خدا نکنه که مريض باشی .... تو رو خدا مواظب خودت باش ...دوستت دارم هوارتاااااااااااااااااا !!!

bahareh

سلام امروز آپ کردم اما ايشاالله به زودی عکس جديد هم ميزارم

محمد ( بچه اکباتان)

سلام...مامان جون...منم پسرت...مامانی من دوباره شروع به نوشتن کردم...منتظرتم بيا...موفق باشی بای

روزبه

واقعيته نمی شی روش حرفی زد

هادی

سلام مامانی ببخشيد بابت ديروز من هم با اين جمله کما بيش موافقم

arash

اينچيزا تو دساتان خيلی قشنگه ولی متاسفانه واقعيت نداره

kaveh

سلام . مطبت رو خوندم قشنگ بود . همه ی اين افسانه ها و داستان ها به واقع نمايی از زندگی هستند . بيخيال زياد حرف نزنم راجع به مطلبت بهتره . ميخواستم در مورد کامنتت يه چيزی بگم . تا حالا شنيدی که آب رو بشورن ؟ خب تو هم اگه خيس شدی اما شسته نشدی معلومه آبی ديگه . حتما لازم نبوده شسته شی . ولی اگه لازم باشه امکان نداره بارون بزنه و خيس بشی و پاک نشی . بنابراين در هر دو صورت پاکی . قربان تو . خدا نگهدارت

سمیرا

خیلی داستان جالبی بود، خیلی از این متنش خوشم اومد مامانی.