به مناسبت تولد خانم ترین خانم و روزمادر

 

اینجا هم هستم

خجسته سالروز میلاد دردانه ی رسول ، صدیقه ی طاهره ، زهرای مرضیه (س) ، و بزرگداشت مقام شامخ زن و مادر ، بر شما و خانواده های محترمتان  مبارک باد


م ا د ر

چه حروف قشنگی :

 میم: محبت ، مهر ،((مشترکی که هرگز آبونه ی عشقش را قطع نمیکند))

الف‌: امید،آسمان‌،آرامش ،((همراهی که هرگز محبتش را دریغ نمیکند))

دال : دلداده ، دریا دل ، دلنشین ...((دوستی که هیچگاه از دیدن سختی های زندگی و فرزند خسته نمیشود ))

ر: رافت ، روحانیت ، رضایت ... ((روحی بزرگ که همواره حاکم است بر عشق و ایثار ))

چه باید گفت در مقابل این عظمت ، اینهمه بزرگی عشق ؟ درمقابل مهر آسمانیش و دریای بیکران روحانیت و ایثارش ؟ در مقابل این دریای بزرگ از دلدادگی و نوازش ؟ در برابر این اسوه مقاومت و شجاعت ؟

آیا زبان قاصر نیست از اینهمه مهر که مانند حُبانه ای آب زلال و گوارا در بیابانی خشک و بی آب و علف است .و گل سرخی روئیده در خزان دلهای بیمار و چشمه ی حیاتی که از صبوری اش آغاز میشود و سرچشمه ی تمامی زیبائی ها را به جریان می اندازد ....

هرچه که بگویم بازهم زبانم قاصر است که اینهمه قدرت را در خلقت یک مادر به تصویر و تصًوُر بکشم که فقط خدا خودش میداند چه موجودی را خلق کرد ...

و خدا موجودی را روی زمین قرار داد که آسمانی بود فرشته ای وصف ناپذیر که نه به قلم نه به زبان و نه به چشم میتوان توصیفش کرد که او را میشود حس کرد و گرامیش داشت که اوست معنی تمامی عشقها و آغوشها معنی تمامی آرامش معنی تمامی واژه های زندگی ............................

فرزندان زمینی ؛ قدرش را بدانید که تا هست دورش بگردید تا هست نوازشش کنید او دیگر پیر شده است به دستان جوان شما برای ذره ای محبت نیازمند است او تمامی توان و معرفتش را تمامی وجودش را برای شما به ارمغان ِ دوست داشتنتان پرداخت .شما ها برای مطاعی که از او گرفتید چه کردید ؟

با تو هستم ؛ ای عزیزی که مادرت را بخاطر فرتوت بودن و ناتوانی در راه رفتنش به زندان تنهائی در گوشه ای از خانه سالمندان جا داده ای .

با تو هستم ای پسر : که بخاطر ناسازگاری ِ همسرت ، مادرت را زیر پا انداخته ای .

با تو هستم ای دختر: که بخاطر فریادهای نا بخردانه ی همسرت مادر را از یاد برده ای .

داد  معشوقه به عـاشق پیغام.........

که کند مـادر تو با من جنگ

هر کجا بیندم از دور کـند

چهره پر چین و جبین پـر آژنگ


با نگاه غضب آلـود زند

.بر دل نازک من تیر خـدنگ

از در خانه مرا طـرد کند

.همچو سنگ از دهن قــلماسنگ


مادر سنگ دلت تا زنـده ست

شهد در کام من وتست شــــرنگ

نشوم یک دل و یک رنگ تـو را

.تا نسازی دل او از خـون رنگ

گر تو خواهی به وصالم بــرسی

باید این ساعت بی خـوف و درنگ

روی و سینه ی تنــگش بدری

.دل برون آری از آن سینـه ی تـنگ


گـرم وخونین به منش باز آری

 تا بــرد زآینه ی قلبـــــــم زنگ


عــاشق بی خـرد ناهنجار

نه بل آن فاسق بی عصمت و نـنگ


حـرمت مادری از یـاد ببرد

خیره از بـاده و دیوانه زبنگ

رفت و مـادر را افکند به خاک

سینه بـدرید و دل آورد به چنگ

قصد سر منزل معشوق نـمود

دل مـادر به کفش چون نارنگ

از قضا خورد دم در به زمــین

و انــدکی سوده شد او را آرنگ

وآن دل گرم جــان داشت هنوز

اوفتاد از کف آن بی فـرهنگ

از زمین باز چو برخـاست نمود

پی بـرداشتن آن آهنگ

دید کز آن دل آغشته به خـون

آید آهسته بـرون این آهنگ


آه دست پسرم یافت خـراش

آه پای پسرم خـورد به سنگ

آه پای پسرم خورد به سنگ ......

 

با شمائی هستم که توان دور کردن مگس را از خود نداشتید . با شمائی که اکنون خود مادر و پدر هستید و یاد مادر و پدر خود نمیکنید و آنها را به مردمانی سپرده اید که از آنها نگهداری کنند ... آیا او نیز شما را به دیگران سپرد و رفت پی ِ جوانی و خوشی اش ؟ رفت به دنبال خواسته ها و اهدافش ؟ رفت به دنبال نداشته هایش تا خویش را به آسایش و آرامش برساند آنهم بعنوان انسانی آزاده ؟

نه ؛ او از همه چیز گذشت تا شما را بپروراند تا وظیفه ای را که خداوند بردوشش گذاشته بود به نحو احسن انجام دهد .......

میم مثل مادر

مادر :مامان : مام : ما:و ................ اولین حروفی که من و تو به زبون آوردیم همین حروف بودند.
اولین کلمه ای که فهمیدیم با گفتنش من و تو یه آغوش پر مهر او  آروم  گرفتیم، همین کلمه بود.
اولین واژه ای که گفتیم و خودمونو تو یه دامن پر از عشق دیدیم ،همین واژه بود.
حروف و کلمه ای که از اول تا اخر زندگیمون رمز آرامش و معنای زندگیمون هستند.
حروف و واژه ای که هیچ وقت تکراری نمیشه و طراوت همیشگی روحمونه. واژه هایی که از قداستی خاص بر خوردارند . پس قدر این موجودِ با وجود را بدانید تا دیر نشده است ....

 

/ 45 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

[گل]سلام ...مادر چه واژه زیبایی.....شاد باشی مادر

¸.•*´¨`*•.تنهاترین پرنده.•*´¨`*•.¸

برای این همه نا سازگاری ها آتش را روشن نگاه می دارم سوگند می خورم ما برمی گردیم تا دست بر آسمان آزاد بزنیم وپرواز عقاب را ببینیم 00000 راز پروازم آپدیت شده منتظرت هستم دوست من000

م ر ی م

سلاااااااااااااام مامانی من برگشتم [بغل][بغل][قلب]

بابا عظیمی

بیا زندگی را بهاری کنیم غم و غصه را فراری کنیم پس از خیسی باغ باران زده نگاهی به حس قناری کنیم بیا بقحه ای از غزل واکنیم ودر عاشقی بی قراری کنیم از این سوی شبها بیا از بهار گل خنده را خواستگاری کنیم

در سراشیبی صبح ( م.ن.پروا)

ضمن آرزو ی شادی روح برای تمامی به حق پیوستگان با سلام و عرض ارادت ! در شب پنجمین سالگرد پرواز عارفانه ی فرزند برومندم " سید برهان " با غزل " رسم وفای ایشان " پذیرای شما دوست ارجمندم. [گل][گل][گل][گل][گل]

ابراهیمی

معاونت فرهنگی اجتماعی سپاه کربلا در نظر دارد با توجه به فرا رسیدن سالروز حماسه باشکوه نهم دی ماه 88، مسابقه ای با موضوع حضور باشکوه مردم ولایت مدار در حمایت از مقام معظم رهبری و برائت از فتنه جویان و حرمت شکنان عاشورای حسینی برگزار نماید. بسیجیان می توانند آثار خود را از قبیل متن ادبی ، دلنوشته ، شعر و ... تا تاریخ 8/10/89 به آدرس ایمیل معاونت فرهنگی اجتماعی سپاه کربلا ارسال نمایند: E-Mail: norekhaki@yahoo.comاین نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید لازم به ذکر است آثار برگزیده در سایت www.basijmazandaran.ir درج و به نفرات برتر در این زمینه جوایزی اهدا خواهد شد.

رسانه در خدمت انقلاب

*** سلام دوست خوبم این یک موج اینترنتی برای مطالبه آرمانهای انقلاب در صدا و سیما است. با ما همراه شوید. ****

غریب دیرآشنا

سلام ای دوست به رسم ادب به وبلاگت سرزدم ازوبلاگتون خیلی خوشم آمد به کلبه غریبانه ماهم سری بزنید دوست راگرسرپرسیدن بیمارغمست گوبیاخوش که هنوزش نفسی میآید!!! مقدمتان [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] بارااان عمراگرخوش گذرد زندگی نوح کمست وربه ناخوش گذرد نیم نفس بسیارست!!!!!!!

وروجک

بسلامتی مامانا خوشحال میشم بهم سربزنی