غريبی

غريب و تنها بودم و بدنبال ماوائی و پناهگاهی

درميان جمع بودم و تنها

باآشنا، بيگانه

زيستن ........

فريادی از ته دل کشيدن وانفسا.........

ازستمکاران زمانه

مراياری کنيد کسی نيست ؟

دنيا مرا بلعيده زمانه آب لمبويم کرده جوششی نيست و مهربانی نيز

همه اش دروغ  دروغ دروغ

کسی مرا نمی بيند نه نمی بيند

روی شنهای داغ کوير پابرهنه می دوم بسان مرغکی بال و پر بسته ، درون قفس اسير آوای

پرواز سر ميدهم  از جاده مرگ عبور ميکنم و........

غريبانگی ام شبها گسترده تر است زيرا شبها را متعلق به خود ميدانم

اشکم را برای ستارگان آسمان ميريزم و فريادم را دردل مدفون ميکنم تا خفتگان بياسايند

و راز دل با خدا ميگويم شايد که او مرا دريابد شايد ...

اشکهايم بی وقفه فرو ميغلتند

آهای ستاره ها دست نوازشی کو ؟ آهای آ سمونا چه کسی اشکم را می سترد ؟

آهای خداوند آدمهای خوشبخت کجائی که مسافر شهر غمت را نمی بينی ؟

بار خدايا ، درد غريبی ام را خالصانه با تو گفتم بيکسی و تنهائی ام را برای تو تفسير کردم

مولايم ، آقايم علی (ع) چاهی برای فرياد داشت تا درد غربت و تنهائی و نامردمی را فرياد کند

و وقتيکه  سينه اش می سوخت از ستم ها، سر در چاهی فرو می برد و خدا خدا ميکرد

من چه کنم ؟ به کجا پناه ببرم ؟کدامين چاه ژرف صدای فريادم را درون خويش پنهان کند ؟

چگونه داد بزنم که مرا ديوانه نخوانند

و به کدامين آسمان و زمين، به کدام بيکران دريا و بيابان بروم و فرياد بزنم

باچه کس از نامردمی ها و دورنگی ها و دروغ ها بگويم

با چه کس آلام بی پايانم را بخوانم

کجا؟کجا ؟ کجا

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا ..............

sky.jpg

/ 19 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
yalda

سلام نوشته هاتون و احساستون قشنگ وقابل تحسين است.(بيا تا برايت بگويم که چقدر تنهاييم بزرگ است)سر بزنيد شاد باشيد........

abnooos

سلام مامانی هستی........خوشحال شدم که اومدی پيشم......اما مامانی يادت باشه که هيچ وقت نبايد نا اميد بود و...........پس همچی هم سر گيجه راست نمی گه...............راستی مامانی هستی اين نوشتت هم خيلی ناز بود........پرواز سر ميدهم از جاده مرگ عبور می کنم........

محمد

سلام مامانی هستی ...خوبيد شما؟...نوشته زيبايی بود پر از احساس ودرد .......شاد باشيد.

bneshan

سلام مادر مهربان . حال شما چه طوره . مطمئنم به بزرگواری خودتون می بخشيد که من دير به دير خدمت می رسم . ميدونيد که چقدر همه ما گرفتاريم . به هر حال اول از همه از توجه شما ممنونم . بعدش اينکه درست می فرماييد اين خاطرات خونبار از ذهن ما پاک نميشه. به هر حال اگر قديمی ها صفا و صداقت را از گذشته در خاطر دارند ما هم اين منظره های ناراحت کننده را برای نوه هايمان بازگو ميکنيم . اگر عمر من البته به آنجاها برسد. بعدش هم اينکه اين شعر را خودتان گفته ايد ؟ خوب احساسات خود رابيان کرده ايد . شاد و خرم باشيد در کنار خانواده محترمتان . يا علی .

یه دختر خوب

سلام مامانی جون . دلم بد جور گرفته کاش میشد با شما حرف بزنم (چت) .id من اينه : lain_9b برام pm بذاريد

بانو

سلام...شما رو هنوزخوب يادمه چهره تون آرامش بخش بود...هميشه شاد باشيد....متاسفانه فونت مطلب خيلی ريزبود من نتونستم درست بخونم کوری و هزاردردسر...

بهرام

سلام خوبم.......اين همه درد ......اين همه رنج.....فرياد تو رادر نوشته هات ديدم بر تو چه گذشته مهربون که چنان بی تاب شده اي....خوبم تو تنها و غريب نيستی ....نام مرد دو عالم مولا علی رو به زبون اوردی از خودش کم بخواه اين کمترين هم دعا می کنه اين غم از زندگی تو بار ببنده....در اين دنيا کسی بی غم نباشد...

سينا

من چند قطره باران و عطر کوهها را به هم آميخته ام و در شيشه ای کوچک ريخته ام تا وقتی آمدی, به روی تو بپاشم./مرسی که بهم سر زدی

x

سلام حالت خوبه مامان ۱۴ ساله خيلی شادی بهت لينک ميدم خوشحال ميشم بهم لينک بدی اون وبلاگم دود شد الان هيچی بيننده ندارم تو رو جون ننه بزرگ آقا ممد خلن قاجار به من بلينک