من کجا هستم ؟

اين قطعه برای توست دوست عزيزم

ازهمان روزی که يوسف را برادرها به چاه انداختند

ازهمان روزی که باشلاق و خون ديوار چين را ساختند

آدميت مرده بود ، گر چه آدم زنده بود

و اين ديگر برای يکی ديگر از دوستانم

ای ماه روی از تو ((صد)) جور اگر بيايد ، تن را بود چو خلعت ، جان را بود سلامت

و اين ديگرش برای همه

هيچکس مارا نمی آرد به خاطر ای عجب

ياد عالم ميکنيم اما فراموشيم ما

((از: پرتو بيضائی ))

/ 16 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mina

خيلی جالبه

mina

به وبلاگ من هم سر بزن

محمد

سلام.چقدر دلم ميخواست اين آهنگ رو دوباره رو گوشيم بذارم.ولی ديگه نميشه.آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.........دوباره نوشتم.:(...خوش باشين.

bahareh

سلام من تو وبلاگم يه تشکر از شما کردم بياين ميبينين

fara

سلام از آشنايي با وبلاگتون خوشحال شدم

Hossein

دنيا بی معرفت نيست. در بدترين حالتش همينيه که هست! هنر اين نيست که بشينيم ناله کنيم.. بل که اگه بشه زيبايی های کوچيکی توش پيدا کنيم هنرمنديم. اقلا داد بزنيد! ناليدن چرا؟ همه اش بلد شديم حرف های صد تا يک قاز قلنبه سلنبه از خودمان صادر بکنیم. در عين حالی که هيچ غلطی هم نمی کنيم. کلاغه صبح زود نشسته بود و گه می خورد. صاحبدلی بر او گذر کرد: -کلاغه اين چه کاريه؟ -لقمه الصباح مسمار البدن! -بی پدر! گه می خوره عربی هم حرف می زنه! ... لااقل عربی حرف نزنيم! زياده جسارت است... تقی

محمد

سلام.خوبيد؟آهنگ اينجا روی تلفنم جا گرفت.خيلی خوشحالم. و از يه بابت از شما متشکرم.من نديده بودم.از لينکتون ممنونم.:(خيلی شما رو دوستون دارم.ايشالا هميشه خوش باشين.خدانگهدار.

sadegh

سلام.درست بود.و زيبا.موفق.

لیلا

چه باحال بيددددددددد؟؟؟..آهنگش خيلی باحال بود...خودشم همينطور...ميدنم خودتم باحالي....موفق باشی..دروست داشتی به منم سر بزن..ياحق