کجا بودی وقتی ...

 

باتو هستم ای کسیکه مدعی رزمنده بودن و جانباز بودن هستی با تویی که خودتو وسط این بزرگواران جا زده ای که جلوه ای از مال و مقام کسب کنی باتوی نوعی که فیلمنامه مینویسی و فیلم جنگی درست میکنی باتوئی که تو سر کارمندات میزنی با توئی که مدعی ایمان و اعتقاد و عرفان و غیره و غیره هستی با توام ....

تو که اینقدر حرف از دفاع مقدس میزنی و از رزمندگی ات و از بسیجی بودنت وبعضی از فیلمهای مبتذلی که جز دروغ و ریا حرفی برای گفتن نداشته  کجابودی آنوقتها ؟ اون روزای اولی که جنگ نابرابر شروع شده بود؟ کجا بودی ؟ بگو کجا بودی اونوقتی که عراقی ها دخترکان بیگناه جنوبی را برای تعرض میدزدیدند ؟ کجا بودی وقتی تنها زنان در کنار منازل خود کوکتل مولوتف درست میکردند و دفاع میکردند و مردان پیر و جوان شهر سینه سپر میکردند ؟ کجا بودی وقتی دخترکان و پسرکان کوچک قلوه سنگ جمع میکردند و به طرف متجاوزین پرتاب میکردند؟ کجا بودی وقتی .....  اون دوهفته اول درد کجا بودی ؟

...............

حالا صدات در آمده ؟ به بهانه اینکه توی سربازی برای فرار از جنگ با سر نیزه زانوت رو زخمی کردی و یا انگشت کوچیکتو با خنجر قطع کردی , یا مادرزادی مشکل دریچه قلب داشتی ... وبعدش  رفتی توی اون بل بشو ٧٠%یا ۵٠% یا ........ جانبازی برای خودت درست کردی و میگی ما جانبازان رو آزار میدن و ال و بل.... ؟ خجالت نمیکشی خودتو با جانبازی مقایسه میکنی که چشم نداره , که پا نداره , که ریه هاش سالهاست عفونیه ؟‌ , جانبازی که تمام بدنشو غده های چرکی گرفته ؟ و  ........... آنوقت مدعی هستی ؟ که رفتی جنگ ؟ که رفتی برای ناموس مملکتت دفاع کردی ؟

چقدر میخوای جانباز نشونت بدم که حتی نرفته کارت بگیره و ادعا کنه که جبهه رفته ؟ چند تا رو بهت نشون بدم که ۵تا پسرش و شوهرش و دخترش یکی پس از دیگری شهید شدند ودخترش پاهاشو از دست داد بفاصله یک تا پنج ماه ؟ اما نه ادعایی کردند و نه درجائی اظهار کردند که ما چه کردیم . شما ها کجا بودید تا اون مادری رو ببینید که در یک روز همه فرزندانش شهید شدند و خودش دیوانه شد؟ کجا بودید ؟ جانبازی که سالها درد رو به جون خرید و دم نزد تا شهید شد و حتی خجالت میکشید اسم خودشو جانباز بزاره یا بخواد بعنوان شهید به خاک بسپارنش ؟؟؟؟؟خواهش میکنم بس کنید اینهمه دروغ نگید که ما چه هستیم و چه بودیم . امثال شما فقط از اسم رزمنده و جانباز استفاده کردید که مدیر بشید که پول پارو کنید که زور بگید که برید دانشگاه و مدرک درست کنید تا به اهدافتون برسونید.............

.........

میگم ها ؟! اونروزای قبل از جنگ وقتی تازه انقلاب شده بود خرمشهربودی ؟ تجاوز به مرز رو دیدی ؟ قرار های تقسیمات رو شنیدی ؟ بودی اون وقتی که اطراف خرمشهر رو عراقیها مین گذاری میکردند و بچه ها با مادراشون تکه تکه میشدند دیدی ؟ اونروزائی که وقتی پیرمرد تنها نان آور چند خانواده با  اعصایی که از یک تکه چوب کج و کوله درست شده بود و کمکی برای پاهای خسته و دردناکش بود , همینکه اعصاشو برای تکیه به زمین زد .......... صدای انفجار و تکه تکه شدنشو دیدی ؟

بودی اونجا وقتی متجاوزین به شهر یکی از دخترامون رو برای تعرض میخواستن ببرن و فقط یک تفنگ دستمون بود دختره فریاد میزد تو رو خدا منو بکشین دست اینا نیفتم ؟ و برادر با درد و اشک تیر خلاص رو تو مغز خواهر میچکوند تا به ناموسش تعرض نشه ؟

بودی اونجا وقتی برادرای بسیجی و کمک رسید بعد از دوهفته درگیری بقیه زنا و دخترا رو از خرمشهر به اهواز راهی کردن اونم پای پیاده و بچه بغل و پابرهنه ؟ دیدی که بی توشه و آذوقه میرفتند ؟ خسته و وامانده ؟‌ بودی که ببینی چقدر توی این راه زخمی و شهید شدند ؟ وای برشما وای برشما که چگونه میخواهید جواب اینهمه ظلم و ریا را بدهید وای برشما که چگونه میخواهید جوابگوی جانبازان واقعی و شهدا باشید ......... 

 

اگه دوست داشتید  اینجا را هم بخوانید

/ 137 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش

سلام بدو بیا که من آپانیدم.... [نیشخند] ببخشید که نمیتونم زود به رود بیاپانم به خاطر مشغله کاریه دیگه .... ولی سعی میکنم که همیشه پنجشنیه ها یا جمعه ها بیاپانم. با پست 200 ام ...! به نام « اخبار 50 سال آینده ی ایران....! » آپانیدم منتظرتم. [گل]

آناهیتا

سلام... وبلاگ جالبی دارین... تبریک[لبخند] وقت کردین ÷یش منم بیاین خوشحال میشم موفق و ÷یروز باشید...[گل][خداحافظ]

غریب آشنا

سلام نازنین ... رستگاری صدفی نیست که آن را موجی بکشد تا ساحل و در او مرواریدی باشد / غلطان / تابان ما سزاوار تقلای خودیم هر چه ویرانی است از تیشه ماست رستگاری / شادی / ابرو / آبادی / آرزو / آزادی همه از رویش اندیشه ماست خاک ما تشنه باریدن ماست .......... گر چه در عالم گفتار به آفاق سریم سروری لیک به کردار من و توست .....

افسانه

باسلام دعا هایتان مورد قبول حق[گل]

ستاره

سلام مامانی جونم ! خوبی مامانی ؟ ستاره ای بر فراز جنگل رو آپ کردم . منتظرم با حضور مهربون مامانی باصفا بشه . قربون مهربونی های مامانی [قلب]

مروارید عرفان

سلام نازنین خواهرم [گل] خوشحال از حضور پر مهرت . تصور میکنم هنگام نوشتن این پست کمی عصبی بودی . [چشمک] البته حرفهایت همه متین و منطقی است . اما بقول معروف کو گوش شنوا !1 برایت آرزوی بهترینها را دارم .

حمیدرضا

سلام مامانی تولد هستی رو با تاخیر به شما هم تبریک میگم ایشالله عروسش کنی [گل][قلب][چشمک][لبخند]

ابراهیم

سلام دوست خوبم [گل] وبلاگم رو به روز کردم و منتظر نظر قشنگت هستم. موفق باشی عزیز[گل]

روابط عمو می

با سلام وعرض احترام خدمت شما دوست عزیز در ادامه سلسله جلسات نقد وبلاگها ، که هر هفته به طور منظم برگزار می شود ، در این هفته به بررسی و نقد سايه صبور http://www.sayeyesabour.persianblog.ir لذا بدينوسيله از جنابعالي جهت شرکت در اين جلسه دعوت بعمل مي آيد . پيشاپيش ازحضور گرم و صميمي شما تشكر و قدر داني مي شود و.عده دیدار: ما یکشنبه18 اسفند ازساعت 17 الی 19 نشانی: خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي ( يوسف آباد ) - خيابان ۲۱ - بوستان شفق - فرهنگسراي دانشجو - سراي کتاب

روابط عمو می

با سلام وعرض احترام خدمت شما دوست عزیز در ادامه سلسله جلسات نقد وبلاگها ، که هر هفته به طور منظم برگزار می شود ، در این هفته به بررسی و نقد سايه صبور http://www.sayeyesabour.persianblog.ir لذا بدينوسيله از جنابعالي جهت شرکت در اين جلسه دعوت بعمل مي آيد . پيشاپيش ازحضور گرم و صميمي شما تشكر و قدر داني مي شود و.عده دیدار: ما یکشنبه18 اسفند ازساعت 17 الی 19 نشانی: خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي ( يوسف آباد ) - خيابان ۲۱ - بوستان شفق - فرهنگسراي دانشجو - سراي کتاب