تولدی که گذشت و ...

خوب ، مثل اینکه یه قولی داده بودم به یه عزیزی که شب تولد روهم براتون  بگم منم خلاصه و مفید میگم ؛ راضی باشی ها؟هورا
گفتم که قرار بود شب بریم رستوران بنا به دعوت ِ پدر گرامی ِ بچه ها ؛ یادتونه که ؟! منم گفته بودم زحمت نکشن نیشخند همینقدر که یادشون بود کافیه ... ولی چه کنم ؟ چشمک خودش اصرار داشت دیگه از دست من کاری بر نمی اومد که خنده بالاخره رفتیم با یه مهمون گلی که عصرش اومده بود خونه امون و کادوی تولدمم از یک هفته قبل داده بود خجالت منم نگذاشتم که بره گفتم بمون شام با هم میریم بیرون از من اصرار و از اون انکار ؛ میگفت آخه زشته من بیام شما یه خونواده این من غریبم ... گفتمش زیادی خودتو لوس نکن من غریب و آشنا حالیم نمیشه میایی یا به زور ببرمت ؟ پدر بچه ها گفت : من که هیچوقت حریف تصمیمهاش نشدم اگه تو میتونی و تحمل با کتک رفتن رو داری نیشخند بسم الله .... بهرحال موفق شدم که این عزیز دوست داشتنی رو با خودمون همراه کنم .
رفتیم یه رستوران که من انتخاب کرده بودم ساده و ارزون با غذاهای خوشمزه ( جاتون خالی ) همینکه روی صندلی هامون جابجا شدیم علی یه پاکت بهم داد و گفت مامان تولدت مبارک از طرف من و خواهر جونمه ... این سومین کادویی بود تعجب که این دوتا وروجک به من می دادن توی پاکت یه پاکت کوچیکتر بود و توی اونم یه سکه ی خوشگل از این جدیدا که تازه اومده به بازار ... همونجا از اینطرف میز دروغگویورش بردم به اونطرف و لُپای خوشگلشونو اول یکی یه گاز کوچولو گرفتم و بعد دوتا ماچ آبدار حواله اشون کردم ...ماچ همه غش غش شروع به خندیدن و گارسون بیچاره هم این پا و اون پا میکرد که سفارش بگیره وقتی این حرکتا رو دید رفت و دقایقی بعدبرگشت تازه فهمیدیم صاحب رستورانه و میخواد تبریک بگه ...سرویس رو که آوردن ؛  ما قوم ِ یجوج معجوج از بس گرسنه بودیم حمله رو آغاز کردیم هنوز لقمه ها ی آخر رو قورت نداده بودیم که غذای اصلی رسید و حمله ی دوم آغاز شد ... جاتون خالی اینقدر خوردیم و خندیدیم که اشک از چشمامون سرازیر شده بود ؛ وقت برگشتن علی میگفت مامان چی میشد هر روز که نه هرهفته این برنامه رو داشتیم ؟! گفتم : مادر جان اونوقت پدر گرامی شما پس از ورشکستگی باید از دیوار خونه ی ... بالا میرفت تا بتونه این برنامه ها رو تکرار کنه و شمام پیه ِ کادوهای هفتگی رو به تنتون میمالیدین لبخند گفت : نه !!! کادو که نه خجالت اما رستوران هفتگی ... گفتم : اوهوی مگه غذاهای من کم مسمومتون میکنه که میخواین هرهفته بیاین رستوران ؟عصبانیو ... علی ؛ تسلیم شد خنثی تا با خط ِ ١١ رسیدیم خونه غذامون هضم شده بود و تازه کیک تولد رو گذاشتیم رو میز و ادامه ی تولد ...
خیلی جاتون خالی بود

این کیک خوشمزه رو هم مهمون عزیزمون باخودش آورده بود

البته کیکی رو که میهمان گلمون آورده بود این شکلی نبود خیلی خوشگل تر بود ولی یادمون رفت عکس بگیریم این عکس رو گذاشتم تا شما هم میل کنید خوشمزه؟نوش جان

اینروزا همه اش تولده تولد علی پسرم که دو روز پیش بود , تولد خواهرجونم سه روز دیگه است تولد سینا گلم ده روز دیگه است و تولد دخترکم رویا هم ُنه روز دیگه است .تولدهای همه مبارک هرکی هم تولدشه بگه تا ما بیائیم کیک بخوریم نیشخندکادو هم بیخیال ...آخه خرجم رفته بالاچشمک

اینجا رو هم بخونین

 

/ 16 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مروارید عرفان

سلام خواهر عزیزم قبل از هر چیز ، تولدت مبارک [گل][گل][گل] سالروز تولد بهانه ایست تا فراموش نکنیم هدف از آمدنمانرا ! از دلتنگیت برایم نوشته بودی . منهم این روزها شدیدا احساس دلتنگی و بی حوصلگی دارم . دست و دلم پی هیچ کاری نمیرود . حتی نوشتن که همیشه آرامم میکرد . برایت آرزوی بهترینها را در زندگی دارم . عمرت با عزت و طولانی . [لبخند][قلب]

بانوی شهر رویا-رویای نیمه تمام

مامان مامان مامان الهی قربونت برم الهی فدات بشم یادت بود ... مامان یادت بود دخترک مریضت تولدشه فکر نمی کردم مامان فکر نمی کردم این هفته که داره میگذره همش جشن پارسال توی ذهنمه همه کنار هم بودیم همه پیش هم بودیم اماامسال.... مامان ... مامان....

بانوی شهر رویا-رویای نیمه تمام

مــــــــــــــــــــــــــــــــــــامان مامــــــــــــــــــــــــــــــــــــان چرا من دیر اومدم چرا دیر فهمیدم تولدت بوده ببخشید مامانم ببخشید تولدت مبارک فرشته ی مهربون من تولدت مبارک

๑۩۞۩๑.... فروغ..... ๑۩۞۩๑

مبارکه............... [گل] مبارکه...............[قلب] مبارکه...............[ماچ] مبارکه...............[هورا] مبارکه...............[دست] مبارکه............... [بغل]

عبدالله حقدوست

[لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] دوست عزیز؛ سلام اعیاد با سعادت شعبانیه بر شما مبارک با مطالب جديد؛ «داستان عبرت آموز لباسهای کثیف!!» [گل] [گل] «احاديث بسيار زيباي هفته سی وهفتم» [گل] [گل] «عقرب و قورباغه، مأموران الهی» [گل] [گل] «... یاد یار!!!» [گل] [گل] و . . . در خدمت شما هستم. [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل] [لبخند][قلب][گل][گل][لبخند][قلب][گل][گل]

محمد

سلام ...تولدت مبارک ...ان شا الله همیشه شاد و خرم باشین ...[گل]

بی بی گل

[ماچ][ماچ][ماچ][گل][گل] تولده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ جون من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[نیشخند] به به مبارکه[ماچ]

بی بی گل

[نیشخند] کیک رو بفرست به آدرس وبلاگم[نیشخند][خنده]